ربيع بن أحمد الأخويني البخاري
54
هداية المتعلمين في الطب ( فارسى )
ازين زوج بميان دو كتف آيذ و اين جايها را حس دهد و حركت و مخرج اين زوج از ميان مهرهى سيوم بوذ و ميان مهرهى جهارم و بعضى ازين اقسام اين زوج جهارم بسوى سينه ايذ ببرابر ميان « 1 » دو كتف و آن جايها را حس دهد و زوج بنجم منشاء وى از ميان مهره جهارم بود و ميان مهره بنجم و بسوى كردن آيذ و كردن را و سر را حس دهذ و حركت ارادى و بعضى بحجاب فروذ آيذ و بعضى بكتف ايذ و اين جايها را حس دهذ و حركت و زوج ششم منشاء وى از ميان مهرهى بنجم آيذ و ميان مهره ششم و اين آن جايكاه بوذ كى اين مهرها يك با ديكر بيوسته كردذ و منشاء زوج هفتم از ميان مهرهى هفتم و ششم بوذ و زوج هشتم از ميان مهرهء هفتم و هشتم بوذ و آخر مهرهاء گردن تا اينجا بوذ و اين اعصاب كياذ كرده آمذ بعضى بسوى سر روذ و بعضى بسوى حجاب و بعضى بسوى كتف و بازو و ذراع تا اين جايها را حس دهند « 2 » و حركت ارادى مكر زوج هشتم كى اوى « 3 » بسوى حجاب نيايذ جن « 4 » زوج هشتم از ميان ملتقا « 5 » اعنى گرد آمذن مهره نهم و مهرهى « 6 » هشتم بوذ و اين زوج هشتم همه به ذراع آيذ و كف « 7 » دست و انكشتان و زوج نهم از ميان گرد آمذن مهرهء نهم « 8 » بوذ تا مهرهء هشتم « 8 » و اين اول مهرهاء بشت بوذ و اين زوج بسوى اضلاع آيذ اعنى استخوانهاء بهلو تا ايشان را حس و حركت ارادى دهذ و بعضى سوى « 9 » بشت ايذ و بعضى سوى « 9 » كتف « 10 » آيذ و اين جايها را حس « 11 » دهذ و حركت ارادى و هر جاى « 11 » كى مىكويم كى اان جايها را حس دهذ و حركت « 12 » عضلات مىخواهم كى بدان جايها آيذ و
--> ( 1 ) - ف : « ميان » ندارد ( 2 ) - ف : حس دهد . ( 3 ) - ف : كه او ( 4 ) - ف : جه ( 5 ) - ف : ملتقى ( 6 ) - ف : « و مهرهى » ندارد . ( 7 ) - ف : كتف ( 8 - 8 ) - ف : و مهره هشتم بود . ( 9 ) - ف : بسوى ( 10 ) - ف - كف ( 11 - 11 ) - ف : و حركت ارادى دهذ و بهر جايى ( 12 ) - ب ه : ان